X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
سه‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1392

مستینون نایاب شد!!!

به نام خدا... سلام دوستان خوبم.


امیدوارم خوب و سلامت باشید. دیروز با بابام رفته بودیم داروی مستینون بگیریم . به خاطر همین دارو خریدنهای مکرر دکتر داروخانه با بابام تقریبا دوست هستن و هر وقت مستینون بارسلونا میخوایم بهمون میدن.


اما با کمال تعجب دیروز فقط 20 تا دونه بهمون دادن!!! دکتر گفت دیگه اصلا گیر نمیاد و من باید مستینون ایرانی مصرف کنم...


منم که اصلا روم جواب نمیده مستینون ایرانی!!! گفتیم هلال احمر چطور دارن یا نه؟ گفت اونجا باید اولا حتما نسخه داشته باشید و دوما به احتمال زیاد ندارن...


خلاصه نمیدونم چه باید کرد... تو شهر های شما چطور؟؟ مستینون بارسلونا یا آلمانی گیر میاد؟؟

احتمالا اگه تو شهریور ماه بابام بره تهران یا مشهد بگیره برام... دوستان عزیز اگه اطلاعی دارن بهم خبر بدن...


ممنونم و شاد و سلامت باشید...


خداحافظ...


چهارشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1392

اعیاد شعبانیه مبارک...

به نام خداوند متعال.


دوستان عزیزم سلام... امیدوارم حالتون خوب باشه. منم به لطف حق خوبم...


فرارسیدن این ماه عزیز و اعیاد پیش رو را به همتون تبریک میگم. امیدوارم بهتون خوش بگذره...


وقتی هوا خیلی گرم میشه واقعا عصبی و ضعیف میشم. دیروز عصر رفته بودم یه شلوار بگیرم باورم نمیشد اینقدر هوا گرمه. حس میکردم کنار تنور نونوایی هستم و همش منتظر بودم هوا بهتر بشه!!! اما متاسفانه درست بشو نبود...


خیابونها هم به شدت شلوغه... هم انتخابات ریاست جمهوریه و هم شورای شهر... شلوغی و سر و صداهای اونا هم مزید برعلت شده بود...


چند وقته دارم دنبال یه سرگرمی واسه تابستونم میگردم... دوستم میگفت سریال 24 خوبه... اون یکی دوستم هم میگه سریال لاست خوبه... تو اینترنت تحقیق میکردم دیدم هر کدومشون 6  7 فصل هستن و هر فصل هم حدود 25 قسمت!!!


اگه بخوام دانلودشونم بکنم یه عمر وقت میبره!!! هیچ کدوم از شما این سریالها رو دیده؟؟ میخوام بدونم ارزشش رو داره وقت بذارم برای دانلود و بعد دیدنشون؟؟؟


ممنونم اگه راهنمایی کنید... همیشه به یادتونم دوستان خوبم.


مراقب خودتون باشید... خداحافظ...

یکشنبه 19 آذر‌ماه سال 1391

اطلاعات از قرص آزارام

به نام خدا و سلام...


یکی از دوستان نظر خصوصی فرستادن و راجع به قرص آزارام اطلاعاتی میخوان... اگر دوستان راجع به این دارو نکته ایی میدونن خواهشا بفرمایند...


تا اونجا که من میدونم کمی روی تقسیم سلولی بدن تاثیر داره و تقسیم سلولی هم در جوانان بیشتر هست... پس اگر سن بالا هستن به نظر من اشکالی نداره...


البته من خودم از 16 سالگی به مدت 2 سال آزارام میخوردم و خدارا شکر مشکلی ایجاد نشد...

فکر نمیکنم عوارضش بیشتر از کورتون باشه... برای از بین بردن عوارض کورتون خوردن شیر و پروتئین رو فراموش نکنید و یادتون باشه که نشاسته جات و نمک اصلا نخورید...


منتظر راهنمایی های دوستانم هستم...


خداحافظ....



چهارشنبه 15 آذر‌ماه سال 1391

حس عزیز من !!!

به نام خدا...


سلام دوستان خوبم...


چند وقته که حس میکنم حسم بهم دروغ نمیگه!!! یعنی یه وقتایی یه حس هایی میکنم که بعد از چند دقیقه یا چند روز یا حتی چند ماه، میفهمم که درست از آب در اومده...


مثلا سر کنکور یه حسی بهم میگفت که دانشگاه سراسری قبول میشم...


یک روز رفته بودم کتابخونه که کتاب قرض بگیرم... از قضا سیستمهاشون خراب بود و من باید کل قفسه های کتاب و برای پیدا کردن اون کتاب میگشتم... همینطور که جلو میرفتم حسم آلارم میداد که داری نزدیک میشی... وقتی رسیدم پشت اون قفسه ایی که کتاب داخلش بود حس کردم کتابی که میخوام اونور و طبقه پائین همین قفسه است!!! وقتی رفتم اونورش کتاب رو دیدم... خیلی ذوق کردم...


یک موردش هم همین امروز بود... دانشکده تربیت بدنی نزدیک خونه ی ماست و پیاده حدود 30 تا 40 دقیقه بیشتر نیست و من روزای 4 شنبه پیاده میرم... امروز اصلا حال نداشتم که پیاده برم اما نمیتونستم کلاس نرم... با هر ضرب و زوری که بود آماده شدم و راه افتادم ... در مسیر همش به این فکر میکردم یعنی ممکنه نیاد استاد؟... بعد خودم جواب میدادم که 4 شنبه ی بعد از تعطیلات عاشورا که اومد این جلسه رو که حتما میاد...

وقتی رسیدم دیدم که استاد نیومده... اینجا دیگه واقعا ذوق کردم.


یه نکته ایی که هست اینه که حس من فقط در آینده کوتاه مدت جواب میده ... یعنی من نسبت به آینده ی بلند مدت هیچ حسی ندارم متاسفانه...


شما تا حالا از حس ها سراغتون اومده؟ حسی که به حس ششم معروفه...


امیدوارم همیشه احساس خوبی داشته باشید... اینم یه عکس خوشگل...


خداحافظ...

پنج‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1391

شما میتونید رانندگی کنید؟؟؟

به نام خدای مهربان... سلام دوستان خوبم...


خدا را شکر درد دندونم بهتره... راستش خیلی ترسیده بودم... نمیدونم دکتر دوتای باقیمانده را کی جراحی میکنه ولی امیدوارم به این زودیها نباشد...



یه سوال: شما میتونید رانندگی کنید؟؟ از نظر کلاج گرفتن و دنده عوض کردن مشکلی ندارید؟

چشمهاتون چی؟؟

راستش من چند وقته که میخوام رانندگی یاد بگیرم... یعنی بلدم ولی خیلی میترسیدم و زیاد نمیشینم اما الان دیگه نیاز دارم... البته ما از این ماشین ها (تصویر بالا) نمیخوایم... یه پراید هم باشه مشکلمون رو حل میکنه... جالبه بدونید تصویر بالا مربوط به محله های اعیان نشین تهران هست.


مشکل اصلیم چشمهام هستن... نمیدونم اگه ماشین دنده اتوماتیک باشه مشکلی را حل میکنه یا نه اما مطمئنا مشکل چشمهام رو نمیتونه حل کنه...


اگر راه حلی یا تجربه ی خاصی در این زمینه دارید لطف کنید و بنده رو راهنمایی کنید...


خیلی بده که انسان احساس کنه فقط مصرف کننده است... امیدوارم هیچ وقت چنین احساسی نداشته باشید...


خدانگهدار...

شنبه 31 تیر‌ماه سال 1391

مهمانی خدا...

به نام خداوند مهربان. سلام خدمت تمام دوستان عزیزم. 

 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و بهار قرآن بر شما مبارک.  درسته ما نمیتونیم روزه بگیریم اما خدای مهربان تو این ماه و سر سفره افطار هیچ استثنایی بین بنده هاش قائل نیست. پس وقتی سر سفره افطار نشستید ما را فراموش نکنید.  فقط جای ربنای استاد شجریان و اون مثنوی افشاری قبلش خالیه. خیلی خالیه... تمام بوی ماه رمضان از همون بود. ای کاش بلد بودن برای دانلود میذاشتم براتون...

 

امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشید. یک سوال... 

آیا شما وقتی دو بینی دارید و عینک آفتابی استفاده میکنید احساس میکنید چشمهاتون بهتر میشن؟  

من این حس را دارم. بعضی اوقات تو خونه هم عینک آفتابی میزنم. 

آخه یکبار هم که تو بیمارستان بودم دکتر ازم سوال کرد که وقتی عینک آفتابی میزنی احساس راحتی داری؟ گفتم آره... 

 

شاید هم یک رفلکس عصبی باشه. مثلا فکر میکنیم کسی چشممون رو نمیبینه به همین خاطر احساس راحتی و بهبود میکنیم. 

 

برام بنویسید. منتظرم. فعلا خداحافظ...

 

 

یکشنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1391

اگر توی ایران یه پست و مقامی داشتید...؟!

به نام یکتای بی همتا. سلام خدمت تمام دوستان خوبم. 

 

امیدوارم حالتون خوب باشه و خستگی از تنتون دور. از نظراتتون خیلی ممنونم که فرستادید و بنده رو حسابی خوشحال کردید. یادتونه چند وقت پیش گفتم که حال روحی مساعدی ندارم و هر کاری میکنم خوب نمیشم. خیای بی حوصله و بی انگیزه شده بودم. اما از اونجا که گذشت زمان همه چیز رو درست میکنه حالم کمی بهتره . البته نه کاملا اما بازم خدا را شکر. 

 

میخوایم کمی از فضای بیماری و این مسائل دور شیم . میخوام بدونم اگر شما توی ایران یه پست و مقام داشتید حالا چه سیاسی یا اقتصادی یا کارهای اجرایی. اولا اینکه کدوم منسب رو بیشتر دوست دارید و بعد اینکه چه کاری انجام میدادید که ایران آباد بشه؟ پیشرفت کنه و دیگه کشور جهان سومی نباشه؟ 

 

راستش من خودم اصلا سیاست رو دوست ندارم و دوست داشتم اگر توی این مملکت به جایی میرسم شغلم کار اجرایی در زمینه اقتصاد باشه. درست خیلی سخته . کوچکترین اشتباه در انتخاب سیاست های اقتصادی میتونه اقتصاد یک کشور رو نابود کنه . مثل کشور یونان. اما من به شدت علاقه دارم به این شغل. 

 

دوست دارم اگر فرد تاثیر گذاری در ایران بودم حتما از علم و تکنولوژی روز دنیا در کشورم استفاده کنم و این مسئله هم مستلزم اینکه رابطه ی خوبی با کشورهای پیشرفته داشته باشیم. 

 

چه کسی دوست نداره کشورش پیشرفت کنه؟! متاسفانه همه توی ایران فکر میکنند مدینه ی فاضله ایرانه و هیچ جای دنیا بهتر از ایران نیست . خوب این خیلی بده. باعث میشه ما دیگه دنبال پیشرفت و توسعه ی بیشتر ایران نباشیم. 

 

امیدوارم هرچه زودتر ایران ما هم بیش از پیش توسعه و پیشرفت داشته باشه در همه ی زمینه ها... 

 

بازهم برام بنویسید... خدا حافظ

سه‌شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1391

اگر خیلی پول داشتین چه کار میکردین؟!

به نام آفریدگار یکتا و سلام خدمت تمام دوستان گلم. 

 

سالروز شهادت استاد مطهری را خدمت همه گی تسلیت میگم و هفته و روز معلم رو تبریک.مخصوصا خدمت استاد گرامی سرکار خانم کتایون. امیدوارم در کار و زندگیتون موفق و سربلند باشید. 

  

سوال رو خوندین. راستش من اگر اونقدر پول داشتم که تمامی نیازهام اشباع شده بود و یعنی عملا پول اضافی داشتم . دوست داشتم کارهای خیریه انجام بدم . میدونید که کار خیر انجام دادن باعث ترشح هورمونی در بدن میشه و احساس شادی و لذت برای انسان ایجاد میکنه.

 

راستش یکی از بزرگترین آرزوهام اینکه دور دنیا رو بگردم و سفر کنم. کارهای خیریه هم مثل ساختن یه بیمارستان مخصوص بیماران مغز و اعصاب در کرمان که البته خیلی بزرگ و مجهز باشه. و واقعا نبودش حس میشه...

اینها جزو آرزوها محسوب میشن یعنی اینکه احتمال دستیابی بهشون خیلی پائین هستش.

یکی دیگه از آرزوهام اینه که اگر یه زمانی تو این مملکت کاره ای شدم تمام نیازمندان رو بی نیاز کنم . کسانی که واقعا نیازمند هستند.  

 

راستش از نظر اقتصادی توی هیچ دولت و اقتصادی امکان نداره که توزیع عادلانه درآمد صورت بگیره و اون اقتصاد موفق باشه. حالا اینکه پیامبر اسلام اومدند و میخواستند عدالت رو در حکومت اسلامی برقرار کنند بحث جدایی هست چون هرچی باشه پیامبر بودند و معصوم.  

 

اما من خیلی دوست دارم یه زمانی همه مثل هم باشیم و هیچ کس غبطه زندگی دیگران رو نخوره. به امید آن روز...  

تازه اگه اگه پول داشتم... حالا که اونقدر نداریم ... یعنی فعلا... انشاالله همه مون پولدار شیم. 

 

آرزوهاتون رو برام بنویسید. خوشحال میشم.

 

زندگیتون به شیرینی عسل... منتظرتونم... خداحافظ :)

دوشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1391

تا حالا شده به خدا بگید از وضعیتم راضی هستم!؟

به نام خدای مهربان و مهربانیها. سلام عزیزانم. 

شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را تسلیت میگم. من تقریبا زندگینامه ی تمام ائمه و معصومین را کم و بیش مطالعه کردم اما زندگینامه حضرت زهرا و حضرت امام حسین خیلی بنده رو تحت تاثیر قرار داد. تقریبا هر سال توی این ایام حالم گرفته است.   

کامنت زیبای مینا خانم عزیز رو تو پست قبلی حتما بخونید. خیلی خیلی زیباست. از مینا جان متشکرم.

 

راستی تا حالا شده به خدا بگید که خدایا به این وضعیتم راضی هستم؟ 

راستش من یه چند باری این خواسته رو از خدا داشتم دلیلش هم این بوده که احساس کردم این بیماری من رو به خدا نزدیک تر کرده. رابطه ام با خدا دوستانه شده. خیلی بهتر شده. وقتی آرامش دارم واقعا احساس میکنم آرامش واقعی هست و وقتی هم حالم خوب نیست مطمئن هستم که خدا داره آزمایشم میکنه. میخوا ببینه من بازم رفتارم خوبه یا نه . یا یه همچین چیزی... 

 

میخوام شما هم بهم بگید که تا حالا از خدا این خواسته رو داشتید؟ 

منتظرم . براتون دعا میکنم همیشه آرام و شاد و عاشق باشید....! 

برام دعا کنید. ممنونم و خداحافظ...

چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1391

درمان در خارج

با نام و یاد خدای مهربان و سلام خدمت تمام دوستان عزیزم. 

  

چند وقت پیش پیامی از یکی از همدردان دریافت کردم که پرسیده بودند آیا درمان این بیماری در خارج بهتر از ایران انجام میشه؟  راستش بنده اطلاعات چندانی ندارم اما مطمئنا پزشکان خارجی حاذق ترند و درمانهای جدید برای این بیماری که شناخته شده هم هست اونجا بهتر و بیشتر آزمایش میشه. 

 

اما یه نکته ای یادم اومد. حدود ۵ سال پیش که تهران تحت نظر دکتر سیگارودی بودم. ایشون یه چیزی برام تعریف کردند: یه بیماری داشتم یه زن ۳۵ ساله که میاستنی شدید داشت و به دلیل کریز تنفسی چند وقت توی ICU بستری بود . به شدت هم وزنش کاهش پیدا کرده بود.( کاهش وزن یکی از علایم بیماری است) بعد از چند وقت برای درمان بردنش انگلیس و اونجا سه یا چهار برابر وزنش به گرم بهش کورتون داده بودند و بعد از چند وقت با پای خودش اومد مطب من.  

 

همین استدلال دکتر باعث شد که ما هم به درمان با کورتون راضی بشیم. منم هم خیلی لاغر شده بودم در عرض 3 ماه حدود 15 کیلو کم شده بودم.  

 

تمام اینها رو گفتم که برسم به اینکه ممکنه درمان در خارج با داروهایی که اینجا تجویز میشه یکی باشه مثل این مورد... 

 

امیدوارم اینقدر حالتون خوب باشه که برای سفر به خارج برید نه برای درمان ... 

 

خداخافظ

( تعداد کل: 11 )
   1      2      >>