X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
یکشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1391

عید سعید فطر مبارک...

به نام آفریدگار بی همتا. سلام دوستان عزیزم. عیدتون مبارک. 

 

گلخنده شوال به ناهید مبارک                            ابروی خوش ماه به خورشید مبارک 

آمد خبر از عرش وداع رمضان است                     عید است به یاران خبر عید مبارک 

 

امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید.

 نعیمه جان:

شما اگر مربع کنار ذخیره مشخصات را پر نکنید نظرتون میاد تو وب و منم میتونم بذارمش توی وب . تمام دوستان میخونند و مطمئنا خیلی میتونند کمکتون کنند. راجع به کم کردن کورتون خود دکتر باید تصمیم بگیره . من خودم حدود ۳ سال و نیم کورتون میخوردم. سوزن سوزن شدن پا هم راستش من شخصا نداشتم اما با دکترشون مشورت کنید خیلی بهتره. با توجه به اینکه تازه به خونه اومدن فکر میکنم چند روز باید صبر کنید تا با وضعیت کار بیان.  

 

بهتره روی صندلی بشینن و برای خواب هم از تخت استفاده کنند تا اذیت نشن. 

من همیشه برای تمام بیماران دعا میکنم.  

 

عیدتون مبارک و خداحافظ....

شنبه 28 مرداد‌ماه سال 1391

برای نعیمه جان

به نام خدا . دوستان عزیزم سلام. 

 

از نعیمه جان خیلی خیلی ممنونم که نظر گذاشتن اما متاسفانه نظر خصوصی گذاشته بودن و من نتونستم تو وب بذارمشون. درباره تقویت سیستم ایمنی گفتن که ژل رویال یا همون غذای ملکه خیلی مفیده. 

 

راستی نعیمه جان ایمیل هاتون بهم نرسیده. شاید تو یاهو میفرستین اما به آدرس جیمیل بفرستید بهتره : mansoreh.maz@gmail.com  

راستی من گفته بودم اون زمانی که کورتون میخوردم دکتر بهم گفته بود رژیم بدن کربوهیدرات و پر پروتئین داشته باشم و کم نمک. اما فکر میکنم خاله شما الان پلاسمافرز میشن. در دوران پلاسما فرز هیچ رژیمی نداشتم. چه بسا که دکترم میگفت همه چی بخورم. اگر دکتر خاله تون برای ایشون پردنیزولون (کورتون) تجویز کردند حتما بهشون بگید که نمک و غذاهای نشاسته ای مثل نان و برنج و سیب زمینی نخورند. شیر و پروتئین زیاد مصرف کنند. اگر هم حالشون بهتر شده حتما روزی 30 تا 40 دقیقه پیاده روی آرام طوری که بهشون فشار نیاد و خسته نشن انجام بدن. شما هم همیشه بهشون روحیه بدین و نذارید که فکر کنند که حالشون بده. این بیماری به راحتی کنترل میشه عزیزم.

 

برای تمام بیماران عزیز آرزوی بهبودی و سلامتی دارم مخصوصا خاله عزیز شما. خوشحالم از اینکه تونستم کار کوچیکی برای بهتر شدن خاله مهربونتون انجام بدم. انرژی مثبت یادتون نره. 

 

منتظر ایمیل های قشنگت هستم عزیزم. خدانگهدارتون...

پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1391

گلوبول های سفیدم...

به نام یکتای بی همتا. دوستان عزیزم سلام. 

 

امیدوارم سالم و سلامت باشید و تا اینجای تابستون بهتون خوش گذشه باشه. 

چند روز پیش رفته بودم آزمایش و دیروز جوابش رو گرفتم. متاسفانه گلوبولهای سفیدم به شدت کاهش پیدا کردند و منم بسیار نگرانم. 

 

مال من ۲۲۰۰ تاست در حالیکه نرمالش بین ۴۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ هستش. فعلا خوردن روزی یک قاشق عسل رو شروع کردم چون شنیدم که برای تقویت سیستم ایمنی مفیده. 

 

اگر شما هم ماده غذایی خاصی رو میشناسید که برای تقویت سیستم ایمنی مفیده بهم معرفی کنید لطفا. 

 

نوبت بعدی من برای دکتر رفتن ۱۵ مهر ماه هست. خدا کنه تا اون روز کمتر نشن. جالب اینجاست که من قرص سلسپت یک دونه میخورم که اینقدر اومدن پائین و اگر دو تا میخوردم چی میشد؟ 

 

اوه خدایا کمک کن... چیزی نمیتونم بگم جز اینکه زندگی همینه... به علاوه اینکه هر چی سنگه پیش پای لنگه... 

 

دوستان عزیزم همیشه به یادتونم . خداحافظ...

یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1391

زلزله

به نام خدای یکتا و بی همتا. سلام دوستان عزیزم. 

 

متاسفانه یکبار دیگر به خاطر زلزله ما شاهد از بین رفتن هموطنانمان هستیم. دیروز حوالی ساعت ۴ بعداز ظهر زلزله ۲/۶ ریشتری اهر را در آذربایجان شرقی لرزاند. تا الان حدود ۲۷۰ نفر از دنیا رفته اند و ۱۸۰۰ نفر هم مجروح شده اند. از خداوند متعال آرزوی مغفرت برای از جان باختگان دارم و آرزوی صبر هم برای بازماندگان و آرزوی بهبودی برای مجروحان.

 

یاد زلزله بم و زرند کرمان افتادم که به ترتیب دی ماه ۸۲ و اسفند ۸۳ رخ دادند. باید بگم که ما کاملا اوضاع اهری های عزیز را درک میکنیم . واقعا بحران هست و مدیریت بحران نیاز داره. امیدوارم مسئولین به داد این داغداران برسند که اهر هم مثل بم و زرند نشه. 

 

از صمیم قلب برای هموطنانمان در اهر آرزوی بهبودی و صبر میکنیم. از خدای منان هم میخواهیم که کمکشون کند. 

 

راستش این چند وقت کار خاصی انجام ندادم. چند وقته که مسابقات المپیک رو نشون میده.  

خدارو شکر اوضاعمون بهتر از المپیک پکن شد و ایرانی های عزیز تونستند ۴ تا طلا و ۵ تا نقره و ۳ تا برنز بگیرند. اصلا انگیزه ای نداشتم المپیک رو ببینم چون فکر میکردم مثل پکن میشه اما خدا رو شکر نشد. امشب هم اختتامیه المپیکه. وقتی بچه ها مدال میگرفتند از ته دل خوشحال میشدم.  

تازه فهمیدم اگر نمیتونم از ورزش کردن لذت ببرم ولی از نگاه کردن مسابقات ورزشی (به جز فوتبال ) لذت میبرم و خیلی برام جذابه. مطمئنم اگر به این بیماری مبتلا نبودم حتما یک ورزش رو به صورت حرفه ای انجام میدادم.  

امیدوارم در مسابقات بعدی هم ایرانی های عزیز باز هم افتخار آفرینی کنند. اینقدر بودجه مملکت رو توی فوتبال تزریق میکنند اگر یه قطره از اون پولها رو به ورزش های دیگه اختصاص بدهند مطمئنا اوضاع ورزشمون خیلی بهتر از این میشه. به امید سرافرازی ایران. 

 

امیدوارم شاد و سلامت باشید. خدا نگهدار...

چهارشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1391

لیالی قدر...

به نام خداوند بخشنده و بخشایش گر. دوستان عزیزم سلام.  

 

امیدوارم خوب و سلامت باشید. امشب اولین شب از لیالی مقدس قدر و البته شب ضربت خوردن مولا علی (علیه السلام) است. در این روز ها و شبها سرنوشت یکسال آدمها رقم میخورد. امیدوارم خداوند منّان بهترین سرنوشت و بهترین روزگار رو برای شما رقم بزندو حالتان همیشه خوب باشد. 

 

گر نهادی تاج قرانی به سر                                   یا نهادی سر به سجده تا سحر 

دل شکست و آمدت اشک بصر                              زیر لب آهسته نامم را ببر 

  

من همیشه به یادتونم و براتون بهترین آرزو ها رو دارم. در این شبها مرا از دعاتون محروم نکنید. 

 

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند                    اول صلا به سلسله انبیا زدند 

نوبت به اولیاء که رسید آسمان طپید                     زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند 

 

ایام شهادت امام علی (علیه السلام )تسلیت باد .  

 

خدانگهدار دوستان...

یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1391

بیهوشی...

به نام خداوند مهربان. سلام دوستان عزیزم. 

 

امیدوارم سالم و سلامت باشید. امروز رفتم پیش دکتر دندون پزشک. چون دکتر خودم توی نامه برای دندون پزشک نوشته بود که باید تو بیمارستان عمل دندونم انجام بشه ؛ دکتر دندون پزشک گفت خوب یکدفعه ایی بی هوشت میکنیم و هر ۴ تا دندون را در میاریم. بعد من یادم اومد که دکترم گفته بود که بیهوشی کامل برات خطر ناکه.!!! از دندون پزشک هم پرسیدم اما گفت نه خطری نداره... برای اطمینان رفت مطب دکتر خودم  و اونم گفت آره خیلی خطرناکه!!! 

 

گفتم چرا روی همون نامه ننوشته بودید . و گفت که من نمیدونستم برای در آوردن دندون بیهوشی کامل انجام میدن.... 

 رفتم پیش دندون پزشک و همین ها رو گفت. اونم گفت توی این نامه نوشته «فک بیمار زود خسته میشه و شاید بیمار نتونه در باز نگه داشتن فک کمک کنه... منم (دکتر) گفتم بی هوش که بشی درد کمتری داری و کارت هم راحت تر میشه» 

 

خلاصه اینکه آخر کار قرار شد توی مطب جراحی بشم و دندون هام رو هم یکی یکی در بیاره... 

 

اما خیلی میترسم و نگرانم که به ماده بی حسی هم حساسیت داشته باشم و اوضاع عضلات صورتم از اینی که هست بد تر بشه.

 

برام دعا کنید دوستان خوبم. الان ۵ ماهه که پیش هر دکتر دندون پزشکی که میرم قبول نمیکنه دندون هام رو در بیاره... خیلی نگرانم ... 

 

همیشه به یادتونم . خدانگهدار...

یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1391

خداوند...

به نام خدای مهربان. سلام دوستان عزیزم. 

 

به دلیل اینکه از نظر مطلب و موضوع به خنسی خوردم   تصمیم گرفتم چند تا اس ام اس قشنگ بنویسم و همه رو به شما دوستان عزیزم تقدیم کنم... 

 

« خدایا آن زمان که پنجره ای را برای تماشا و حنجره ای را برای صدا زدن ندارم  امیدم به توست پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفتر های دیروزم را ورق بزنی ؛ کمکم کن!!!» 

 

 « خداوند تنها روزنه ی امیدیست که هیچ گاه بسته نمیشود... تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان او را صدا زد... با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت...تنها کسی است که وقتی همه رفتند او در کنارت میماند... و وقتی همه به تو پشت کردند آغوش میگشاید... خدا را برایت آرزو میکنم» 

 

 « دعا میکنم زیر این سقف بلند... روی دامان زمین ... هر کجا خسته شدی ... یا که پر غصه شدی... دستی از غیب به دادت برسد... و چه زیباست که آن دست خدا باشد و بس.» 

 

« کاش دستان خدا پیدا بود ؛ تا در آن وقت که بی حوصله و تنهایی ... و دلت از غم دنیا مملو ... بزنی تکیه بر آن و بخندی به همه رنج جهان...» 

 

فعلا همینا رو نوشتم. اگر شما هم از این جمله های قشنگ دارید برام بنویسید. فکر کنم واقعا حال آدم رو خوب میکنه. امیدوارم حال شما هم با خوندن ای جملات خوب بشه... 

 

خداحافظ دوستان عزیز...

سه‌شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1391

تست یخ در میاستنی گراویس!

به نام خدا و سلام. 

 

داشتم راجع به میاستنی تحقیق میکردم که به یک وبلاگ برخوردم . دانشجوی پرستاری بودند و یه تحقیق تجربی انجام دادن و نتیجه اش اینه: 

یکی از دانشجویان پرستاری در مورد یک تجربه جدید خود در یکی از کارورزی ها نوشتند

در این آزمایش یک تکه یخ را به مدت 5 دقیقه بر روی بلک قرار می دهند اگر بعد از برداشتن یخ پتوز برطرف شود و پلک باز شود به نفع میاستنی گراویس میباشد یعنی احتمالاً بیمار مبتلا به میاستنی است.البته این یک روش تشخیصی هست و راه درمان نیست

 یادم رفت اسم وبلاگش( منبع) چی بود .  

من انجام دادم تست رو . به نظر میاد بهتر میشه اما بعد دوباره برمیگرده. البته از اونجایی که این تست تجربی هست احتمال رد شدن اون زیاده. در ضمن ۵ دقیقه نگه داشتن یخ روی پلک خیلی سخته.  

 

شما هم اگه خواستین انجام بدین ببینین خوب میشین. بهم خبر بدین. 

 

فعلا خداحافظ...

دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391

قیمت معجزه!!!

به نام خدا . سلام دوستان عزیزم. 

 

دیشب داشتم ایمیل هام رو مرور میکردم. به یک ایمیل خیلی تکان دهنده و جالب برخوردم . قدیمیه اما ارزش خوندن داره . شاید براتون تکراری باشه... 

 

 بخونید:

وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند. فهمید برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد.

سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.

بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش را به هم می زد و سرفه می کرد، ولی داروساز توجهی نمی کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.

داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه می خواهی؟

دخترک جواب داد: برادرم خیلی مریض است، می خواهم معجزه بخرم.

داروساز با تعجب پرسید: ببخشید؟!!

دختـرک توضیح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چیزی رفته و بابایم می گویـد که فقط معجـزه می تواند او را نجات دهد، من هم می خواهم معجزه بخرم، قیمتش چقدر است؟

داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم.

چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من کجا می توانم معجزه بخرم؟

مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت، از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟

دخترک پول ها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدی زد و گفت: آه چه جالب، فکـر می کنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشد!

بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت: من می خواهم برادر و والدینت را ببینم، فکر می کنم معجزه برادرت پیش من باشد.

آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود.

فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت.

پس از جراحی، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم یک معجـزه واقعـی بود، می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟

دکتر لبخندی زد و گفت: پنج دلار بود که پرداخت شد

شاید واقعی نباشه اما بسیار زیبا بود... 

داشتم فکر میکردم اگه تو ایران بود آیا اون دکتر این کار رو برای اون پسر بچه انجام میداد؟؟؟   

 به نظر شما چی؟؟؟ 

فعلا خداحافظ... 

پنج‌شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1391

دوستان جدید!

به نام پروردگار بی همتا. سلام به تمام دوستان و همدردان عزیزم. 

 

امیدوارم شاد و سلامت باشید. جدیدا سه تا همدرد جدید پیدا کردیم. مرضیه خانم و سعیده خانم و مژده خانم. این دوستان عزیز ما در پستهای قبل نظر گذاشته بودند. امیدوارم بازم به ما سر بزنند و ما رو از حال خودشون بی خبر نگذارند.  

و همچنین امیدوارم با خوندن مطالب این وبلاگ حالشون بهتر بشه و متوجه بشن که این بیماری رو نباید زیاد جدی گرفت.دوستان عزیزم استرس نداشته باشید و به خودتون انرژی مثبت بدید . و این رو بدونید که کار های خدای حکیم بی حکمت نیست. دارو هاتون رو به موقع مصرف کنید و با دکترتون همکاری داشته باشید. بدونید که این بیماری ممکنه کامل درمان نشه ولی به راحتی قابل کنترله... استرس جزو عواملی هست که به شدت روی روند درمان اثر میذاره پس از استرس های بی مورد خودداری کنید. 

 

و اما نعیمه خانم که گفته بودند خاله عزیزشون متاسفانه به دلیل کریز تنفسی تو ICU هستن.عزیزم بستگی داره که آنتی بادی ها در خونشون چه اندازه باشه. اگر خیلی زیاد باشن نعیمه جان مطمئن باش با پلاسما فرز حال خاله شما حداقل 50 % بهتر میشه چون تنها روش جداسازی آنتی بادی ها از خون همین پلاسما فرز هست و  خیلی زود هم جواب میده. احتمالا بعد از پلاسما فرز هم دکتر یا پردنیزولون تجویز میکنه و یا سلسپت. شایدهم آزارام. اما حتما حواستون باشه که دارو ها رو کامل و به موقع مصرف کنند. 

 

در آخر امیدوارم هرچه زودتر حال خاله عزیزتون خوب بشه و خیلی زود به خونه برگردند. 

 

من همیشه به یادتونم دوستان عزیزم. فعلا خداحافظ...